کد خبر: 18887

تاریخ انتشار: ۱۴۰۰-۱۱-۲۸

کوه اشک ندارد، فرومی ریزد/یادداشت معاون هیات کوهنوردی سرکارخانم نیک نام به بهانه سقوط هواپیمای آسمان

اقلیم قلم کوه اشک ندارد، فرومی ریزد/یادداشت معاون هیات کوهنوردی بویراحمد ، سرکارخانم نیک نام به بهانه سقوط هواپیمای آسمان .

 

به مناسبت ۲۹ بهمن

کوه من گریه نمیکرد و نمیدانستم
کوه ها اشک ندارند،فرو میریزند…

در ابتدا سفر به نول خواستم خودم را جای او بگذارم او میزبان بود، خاستم بدانم الان چه حسی خواهد داشت که داریم به نزدش می آییم پس به دنبال نشانه ها بودم ، از مسیرش که میگذشتیم آبهای خروشان برفهای دنا را که از چشمه برنویی هم حتما بوده است برایمان سرازیر نموده بود با خودم گفتم اولین نشانه از ذوقش در گردنه پر پیچ خم بره باز چمنهای زیبایی بود و گلهای بهاری که از دیدنش سیر نمیشدم که به راهم ادامه دهم این هم نشانه دومش بود قدمهایم را روی هیچ سنگی احساس نمیکردم بلکه بر روی فرشی زیبا که برایم پهن شده بود میگذاشتم مسیر نول فقط کوههای بلند پشت هم است که هر کدامشان به جرات میتوانم بگویم که برای خود قله ای است و این نشان از اصالت دار بودن نول بود چون به آسانی قابل صعود نبود اما این شوق و عشق دیدار است که توان در پاهای ما میکرد وقتی باتون هایم دردستانم میرقصیدند و بادهایی که از سمتش میآمد شده بود نوای دل انگیز که گوشمان و روحمان را آرام میکرد در آن لحظه میگفتم خوشبحال آنانکه خدایشان کوه است اگر کفر نباشد چون خستگی معنا نداشت کم کم داشتیم به قله نزدیک میشدیم و ذوق دیدن این قله من را از خود بیخود کرده بود ناگهان بر فرازش آنچنان غم بزرگی در دلم جا گرفت که هرگز آرزو نمیکردم احساس نول را درک کنم کمی پایین تر از قله در پهنایی که سرم را نچرخانده بودم به سمتش فقط نوای غم بود انگار صدای شیون های از ته دل بود گریه بچه ها بود چشم انتظاری همسران بود گریه پدران بود مادران بود هر چه که بخواهید غم بود غم بود وغم بود .آنجا لاشه هواپیمای سقوط کرده بود ،آن لحظه دلم به حال نول سوخت که تا همیشه این درد عظیم را حمل میکند واقعا کوه صبور است وگرنه چطور میشود این غم را تحمل کرد ، شاید آن نسیم ها هناسه سرد او بوده که در غم این عزیزان بودا است و آن آبهای روان از دل چشمه برنویی اشک های از ته دلش بوده است ، من دیدم که زنی که مادرش مرده بود در کنار قبر فرزند مرده اش سوگواری میکرد آن لحظه نول را مادر آن ها میدانستم که فقط در عزا برای فرزاندانش است ،یا شاید هم پدری عزیز بود کمرش در عزای فرزندش شکسته بود ،آن قله دیگر آنقدر راسخ و بلند قامت نبود،شکسته بود ،فقط دلم میسوخت و هیچ کاری هم از دستم بر نمی آمد ،فقط حسرت و حسرت و حسرت ،،،در تاریخ ۲۹ بهمن سالگرد سقوط هواپیما تهران ،یاسوج و یادبود عزیزان از دست رفته و غمی که در دل همه ما نهاد .
روحشان شاد یادشان جاودان

فهیمه نیک نام، معاون هیات کوهنوردی شهرستان بویراحمد

ارسال دیدگاه